سوت پایان جمهوری‏ اسلامی و سخنی با اپوزیسیون ایران‏ دوست

  • پرینت
.

در مملکت تحت رهبری نائب امام زمان هر روز اوضاع اقتصادی مردم بیش از پیش آشفته می‏شود و آتش فقر هر روز گریبان خیل بیشتری از ایرانیان را می‏فشارد .از کارگرانی که ماهاست حقوق نگرفته تا کارمندانی که در پی افزایش قیمت‏ها و به دلیل کسری بودجه دولت, بر اثر لفت و لیس‏های داخله و بذل و بخشش‏های خارجه, حقوق کمتری دریافت می‏کنند و در اعتراض با این پاسخ رو به رو می‏شوند که :بودجه نداریم!
شرایط اقتصادی نا‏متعادل کشور و تورم بالا این نگرانی را ایجاد کرده که اجرای مرحله دوم طرح هدفمند ، کار را سختتر کند. اما این طور نبوده که دولت هم برای اینکار عجله‏ای داشته باشد، شمس الدین حسینی، وزیر اقتصاد جمهوری‏اسلامی چند باری گفته بود که دولت فعلا برای مرحله دوم هدفمندی یارانه‏ها دست نگه داشته. شکست این طرح برای بسیاری از کارشناسان اقتصادی از پیش مسجل شده بود طرحی که با توجه به تحریم‏های سنگینی که ایران به آن دچار هست اجرایی کردنش تا حدودی نا‏ممکن یا شاید غیر ممکن باشد.
اما همین پرداختی یارانه‏ها هم قطع شود چه بلایی بر سر مردم ایران به خصوص قشر متوسط و پایین جامعه می‏آید؟
گزارشی که خبرنگار سایت رادیو زمانه از اوضاع معیشتی مردم ایران تهیه کرده بود قلب هر ایرانی وطن‏پرستی را به شدت می‏فشرد, مردمی که سال‏ها حداقل از لحاظ اقتصادی تا حدودی تامین بودند این روزها از پس مخارج خورد و خوراک که هیچ از تامین پرداخت کرایه خانه هم عاجز هستند.
از آن سو بهای ارز که ناشی از بی‏کفایتی رهبران جمهوری‏اسلامی است هر روز به صورت افسار گریخته بالاتر می‏رود, و این در شرایطی است که این مسئله علاوه بر تاثیر بر مسائل کلان اقتصادی مملکت, زندگی هزاران دانشجوی خارج از کشوری که با هزینه خانواده مشغول تحصیل هستند را هم به شدت تحت تاثیر قرار داده و به اعتقاد نگارنده این سطور در روزها و ماهای آتی شاهد تاثیر این مسئله بر زندگی آنها به صورت گسترده خواهیم بود, چون با توجه به اینکه در بیشتر کشورهای اروپایی دانشجو اجازه کار یا ندارد یا چند ساعت در هفته می‏تواند کار کند که به هیچ عنوان کفاف زندگی دانشجویی را نمی‏دهد, از طرف دیگر هستند بسیاری که در کشورهایی با وضعیت بد اقتصادی تحصیل می‏کنند, کشورهایی که به واسطه همین وضعیت بد اقتصادیشان اقدام به جذب دانشجو می‏کنند و در ایران دفاتر بسیاری دارند مانند: مجارستان، ارمنستان، اُکراین، مالزی‏، آذربایجان، هندوستان و غیره...در این کشورها اصولا کار برای خود مردمشان هم چیزیست شبیه معجزه چه برسد به دانشجوی خارجی که برای آنها شبیه دلار است و بس! حال اینان یا باید ترک تحصیل کنند و به ایران بازگردند یا....
تمام این مسائل در شرایطی است که حتی در شرایط جنگی ارزش پولی یک کشور 5 یا 6 درصد تغییر می‏کند, همین کشورهای عرب حوزه خلیج تا ابد پارس ,با ذخایر میلیاردی ارزش پولی خود را حفظ کرده‏اند ولی رژیم ولایت فقیه با پول هنگفتی که از فروش نفت در این سال‏ها بدست آورد نه تنها پولی در صندوق کشور ندارد بلکه بانک مرکزی را تا حد صرافی و طلافروشی تنزل داده و به مردم سکه پیش فروش می‏کنند!‏ به معنای ساده‏تر ذخیره و پشتوانه پول کشور را به چوب حراج زده‏اند!
دلارها و بهتر بگوییم پول بیت‏المالی که که صرف آباد کردن جنوب لبنان و فربه کردن سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان شده ,و چمدان‏های دلاری که بعد از هر بار دست بوسی تقدیم به خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی گروه فلسطینی حماس می‏شد چه سودی را نصیب شخص آقا خامنه‏ایی کرد!؟
هر بار صحبتی از جنگ آمریکا و اسرائیل به میان میاید حسن نصرالله پای خود را از قضیه کنار می‏کشد و عنوان می‏کند که ما به هیچ عنوان دخالت نمی‏کنیم! چرا که نیک می‏داند دخالت آنها با نابودیشان یکیست ,اما امروز در خبرها آمده بود خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی گروه فلسطینی حماس، با بیان اینکه ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان، نمونهای از اسلام مدرن و میانهرو را ارائه داده است خطاب به نخست وزیر ترکیه گفت:«تو نه تنها رهبر ترکیه هستی بلکه رهبر اسلامی و انسانی بزرگی هستی.»
این سخنان خالد مشعل روز یکشنبه در افتتاحیه چهارمین کنگره حزب عدالت و توسعه حاکم بر ترکیه در آنکارا ایراد شده است.
دوستان دیروز ,امروز حتی همان تملق و چاپلوسی گذشته را از رهبر جمهوری‏اسلامی دریغ می‏کنند!
متحدان منطقه‏ایی یا هر کدام بر اساس منافع خودشان پشت نظام جمهوری‏اسلامی را خالی می‏کنند یا به مانند بشار اسد نگاهشان به به نگاه داشتن شیشه عمر خودشان است.
روی آخر این نوشتار با کسانی است که خود را اپوزیسیون ایران معرفی می‏کنند ,اپوزیسیونی که تمامیت ارضی ایران را جزو منشور خود می‏داند و آن را به رای نمی‏گذارد ,پیشنهاد نمی‏کند!, با هیچ گروه و دسته‏ایی برای داشتنش گفتگو نمی‏کند.
به عنوان جوانی که در ایرانی تحت حاکمیت جمهوری‏اسلامی و با صدای موشک صدام چشم گشود و تمام یادگاری آن دوران برای نسلش بجز گریه و شیون و لرزش زمین بر اثر اثابت موشک نبوده, به عنوان دانش آموز دبستانی که صبح را با شعار جانم فدای رهبر آغاز و با پاکوبیدن بر زمینی که منقش به پرچم آمریکا و اسرائیل بود به کلاس درس می‏رفت ,زنگ تفریح را در حیاط مدرسه‏ایی که پر بود از عکس شهید و کلاشینکف و پلاک شهدا, با صدای آهنگران می‏گذراند و برای دیدن یک نوار VHS کارتونی باید تپش قلب را تجربه می‏کرد.
با شما از طرف نسلی سخن می‏گویم که بر اثر مغزشویی‏های هر روزه رژیم آرمانش داشتن کارت بسیج پوشیدن لباس رزم و یادگیری کار با سلاح آن هم در سن 14 سالگی بود.
با شما از روزهایی می‏گویم که گوش کردن و تکثیر نوراهای خوانندگان لس آنجلسی جرمی داشت به اندازه جرم‏های سیاسی امروزی ,پوشیدن شلوار جین و پیراهن آستین کوتاهی که در آن جامعه بیمار مرسوم نبود و نشان قرطی‏گری و بعضا عناوین نامناسب دیگری بود که توسط ارزشی‏ها نصیب ما می‏شد.
با شما از نسلی صحبت می‏کنم که برای یک قرار عاشقانه سیلی خورد به بند کشیده شد و در جامعه بیمار به مانند عنصر نامطلوب با او رفتار شد, نسلی که نوشیدن جرعه‏ایی شراب برایش ممنوع اما دودکردن و سوزاندن همه عمرش با استعمال مواد مخدر آزاد بود!
بیش از این قصد شکافتن زخم‏های نسل فرزندان انقلاب را ندارم ,از متولدین نیمه دوم دهه پنجاه و نیمه اول دهه شصت با شما سخن می‏گویم ,آنچه را ما کشیدم نه شما تجربه کردید نه والدین ما (به واسطه دوران کودکی و نوجوانی در جامعه آزاد و سالم قبل از شورش ( 57توانایی درک آن را دارند و نه نسل بعد از ما به واسطه تغییر شرایط کشور و بهبود خیلی از مسائل اجتماعی! در باب بهبود فقط این را عارض می‏شوم که گشت ارشاد کجا و کمیته کجا!
پس به صورت شفاف خودم یا بهتر بگویم خودمان را معرفی کردم, خواسته این نسل سوخته و این بغض در گلو مانده از شما این است که خوب گوش‏هایتان را تیز کنید!‏ چشم‏هایتان را هم باز کنید! جامعه جهانی به مانند داور مسابقه سوت را بر دهانش گذاشته و به ساعت خود نگاه می‏کند, همه ما به خوبی می‏دانیم که جمهوری‏اسلامی به ساخت سلاح هسته‏ایی هر روز نزدیکتر می‏شود چیزی که جامعه جهانی تحمل آن را از رژیم دیوانه حاکم بر ایران ندارد, پس هر آن ممکن است سوت پایان را به صدا در آورد, و وقتی این رژیم به اینگونه ساقط شود و اپوزیسیونی ملی, متحد و یکدست در میان نباشد, اجنبی کار اداره امور را به خائنان و نوکران سابق صدام می‏سپارد چرا که آنها از آزمون اطاعت از اجنبی و وطن‏فروشی یکبار به خوبی بیرون آمده‏اند!
مگر غیر از این است که گردانندگان و مهره‏های اصلی شورش 57 یک عده به اصطلاح با سواد کت شلواری بودند اما قدرت‏های غربی عمامه‏داران انگلیسی را در چشم بهم زدنی به ما غالب کردند؟!
سخن کوتاه می‏کنم بیاید در اندک مدت باقی مانده دل‏هایمان را بیشتر صاف کنیم و به از منیت‏ها بکاهیم و به ایران فردا فکر کنیم ,با نوشتن هزاران منشور این وطن وطن نمی‏شود! بیاید با اتحاد هزینه تغییر رژیم را کاهش داده و نسل سوخته مرا که به طور روز افزون در پی مهاجرت است را برای همیشه بی‏وطن نکنید!
سپاسگذارم

این قطعه شعر حال این روزهای ماست:

خانه‏ام آتش گرفته است ، آتشی جان سوز
هرطرف می‏سوزد این آتش
پرده‏ها و فرش‏ها را ، تارشان با پود
من به هر سو می‏دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده‏هایم تلخ
و خروش گریه‏ام ناشاد
از درون خسته سوزان
می‏كنم فریاد، ای فریاد ،ای فریاد
خانه‏ام آتش گرفته است ،آتشی بی‏رحم
همچنان می‏سوزد این آتش
نقش‏هایی را كه من بستم به خون دل
بر سر و چشم در دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای برمن سوزد و سوزد
غنچه‏هایی را كه پروردم به دشواری
در دهان گود گلدان‏ها ، روزهای سخت بیماری
از فراز بام‏هاشان شاد ، دشمنانم
موزیانه خنده‏های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ، نازل
در پناه این مشبك شب
من به هر سو می‏دوم گریان
از این بیداد
می‏كنم فریاد ، ای فریاد ، ای فریاد
وای بر من ، همچنان می‏سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان
من به دستان پر از تاول
این طرف را می‏كنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
زان دگر سو شعله برخیزد ،به گردش دود
تا سحرگاهان كه می‏داند ، كه بود من شود نابود
خفته‏اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده برجا مشت خاكستر
وای آیا هیچ سر برمی‏كنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد
سوزد این آتش بی‏دادگر بنیاد
می‏كنم فریاد ای فریاد ای فریاد

مهدی اخوان ثالث.

پاینده ایران