1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

ماه‌زدگان ۵۷ همچنان شق‌القمر می‌کنند!

.



رهبر حزبِ چپ‌گرای سیریزا و نخست‌وزیر یونان، آقای الکسیس سیپراس که در چنین روزی با اغلبِ هموندان و اعضای همین حزبش درافتاده و علیرغم اینکه با کنار گذاشتنِ حداقل ۱۰ نفر از وزرای کابینه‌اش و پر کردنِ این پسته‌ای خالی به‌وسیلهٔ افرادی از احزابِ غیر چپی دستِ راستی، هرلحظه امکان سقوط دولتش می‌رود و به دنبالِ آن پستِ نخست‌وزیرش را از دست بدهد، بااین‌همه او اعلام داشته است که برای پرهیز و جلوگیری از رکودِ اقتصادی و دیگر فجایع محتمل برای کشورش، بهتر است اهداف و مرام‌های سازمانی و حزبی خودمان را لااقل به‌طور موقت هم شده به کناری به نهیم و فقط منافع ملی‌مان را مدنظر قرار بدهیم. این نخست‌وزیر جوان و شاید کم‌تجربه، آمادگی آن را اعلام داشته که با احزابِ مخالفش و حتی دستِ راستی تند ائتلاف نموده و با به تصویبِ پارلمانِ یونان رساندنِ مجموعه تدابیر ریاضت اقتصادی یا طرح نجاتِ مالی موردنظر اتحادیهٔ اروپا، اقتصادِ کشورش را از خطر رکودِ حتمی نجات دهد. این اقدامِ شجاعانه و جسارت‌آمیز نخست‌وزیر یونان درست همزمان و در شرایطی انجام می‌گیرد که به گفتهٔ شاهزادهٔ محبوبِ ایران، رضا پهلوی، ماراتنِ مذاکراتِ هسته‌ای جمهوری اسلامی و گروهِ کشورهای موسوم به ۵+۱ در وین جریان داشتند. آنچه از همزمانی و در موازاتِ هم‌روی دادنِ چنین اتفاقاتی قابل‌توجه و عبرت‌انگیز می‌باشد اینکه، اهمیتِ مذاکراتِ هسته‌ای اگر از اهمیتِ گفتگوهای یونان و اتحادیهٔ اروپا بیشتر نباشد حتم دارم کمتر از آن‌هم نیست؛ اما درنهایت تأسف و حرمان، تعدادی از اشخاص، گروه‌ها، سازمان‌ها و احزابِ سیاسی به‌ظاهر ایرانی که نه سِمتِ نخست‌وزیری دارند و نه چیزِ دیگری، حمایت، پشتیبانی و ائتلاف پیشکششان، اینان تحتِ تأثیر عمال و مأمورانِ آخوندی واقع‌شده و از طریقِ رسانه‌های خصوصی خود چنان طرح توطئه‌ای را به مرحلهٔ اجرا درآوردند و شاهزاده رضا پهلوی را کوبیدند و به عقب راندند که حتی خودِ جمهوری اسلامی چنین رؤیائ شیرینی را به خواب هم نمی‌دید. اگر نخست‌وزیر جوان و چه‌بسا کم‌تجربهٔ یونان صرفاً از جهت و به خاطر امور اقتصادی و معیشتی مردمِ میهنش آمادگی آن را داشت که اهداف و آمال مرامی و حزبی خودش را فراموش کرده و منافع ملی یونان را مقدم شمارد و آیندهٔ کشورش را تضمین نماید، در عوض سیاست‌بازان و دکان‌داران رسانه‌ای نه‌چندان جوان و پرتجربهٔ ایرانی، استعدادِ این آمادگی را نداشتند که در امر بسیار حیاتی و سرنوشت‌ساز برای ایران از خر شیطان پیاده شوند و با شاهزاده‌ای که به‌تمامی این اشخاص، گروه‌ها، سازمان‌ها و احزابِ سیاسی احترام می‌گذارند و آنان را پشتیبانی می‌نمایند، از توقعاتشان قدری کاسته و به شاهزاده دستِ همکاری داده باهم جلو فاجعه را بگیرند. نتیجتاً شد آنچه نباید و آمد آنچه نشاید!

توافقنامه، تفاهم‌نامه و یا هر کُفت و زهرمار دیگری که هست، اگر هیچ ضرر و زیانی نداشته باشد لیکن به وجود آمدنش این احتمال و این امکان را فراهم کرده و می‌کند که ایرانمان اگر تا دیروز در برابر خطر حملهٔ نظامی و هجومِ نیروهای بیگانه‌ای که فرسنگ‌ها و شاید هزاران کیلومتر فاصله از کشورمان داشتند، واقع بود، امروز همین خطر به مرزهای ایران منتقل گشته و امکان بروز آن متأسفانه فزونی یافته است. اکنون دنیای آمریکا و غرب با این توافق خود را به‌راحتی از خطر مواجهه با جمهوری اسلامی دور نگهداشت و اگر قرار بود این دنیای غرب خودش مستقیماً واردِ مبارزه با رژیمِ آخوندی شود، این برخورد و جنگ اینک به کشورهای منطقه و خصوصاً همسایگانِ ایران، داعش و چه‌بسا اسرائیل محول شده است. حالا میهنمان در محاصرهٔ ممالکی قرار می‌گیرد که از بد روزگار هرکدام ادعاهای ارضی و مرزی برعلیه ایران دارند. لذاست که گفته می‌شود؛ موافقت‌نامهٔ لوزانِ وین با آن متن و محتوای پیچیده‌ای که دارد بی‌شباهت به کاپیتولاسیون از نوع ترکمن‌های و نظایر آن نبوده و صدالبته بر ضدِ ایران و مردمش می‌باشد.

ساده‌ترین و آماتورترینِ مفسران و کارشناسانِ امور بین‌المللی به‌خوبی بر این امر واقف‌اند، اگر همسایگانِ ایران و به‌ویژه اعرابِ حوزهٔ خلیج‌فارس تاکنون درصدد مسلح کردنِ خود به سلاح‌های هسته‌ای و بمبِ اتم برنیامده‌اند، بعدازاین توافق در وین و به دنبال مجوزی که اینک به دست آوردند، مبادرت به این کار خواهند نمود و آن‌گونه که از اخبار و گزارش‌ها رسمی و غیررسمی برمی‌آید، گویا دو، سه کشور منطقه مقدماتِ فراهم کردنِ چنین شرایطِ خطرناکی را تهیه دیده‌اند و به‌قرار اطلاع عربستانِ سعودی از مدت‌ها پیش مذاکراتی را حتی با رویسه آن یار غار و رفیقِ شفیقِ گرمابه و گلستانِ جمهوری اسلامی به عمل‌آورده است.

جای تعجب چه عرض کنم، بلکه باید بگویم جای تأسف و درد و فغان است که در شرایطِ امروزی و یک چنین هنگامه‌ای، برخی از حضراتِ در ظاهر سیاسی و روشنفکر ما بقولِ معروفی که گفت جانا، ورد، نيک آورده‌ای // ليک سوراخ دعاء، گم‌کرده‌ای، به‌عوض این‌که تمامی سعی، تلاش و همّ و غمّ خود را بکار گرفته و همدیگر را و خصوصاً شاهزاده رضا پهلوی که بگفتهٔ خودشان تنها شخصیتی می‌باشد که می‌تواند ملتِ ایران را متحد و متفق در برابر همهٔ خطراتِ بالقوه و بالفعل بنماید را یاری رسانند، درنهایت تأسف و تأثر راه برعکسی را در پیش‌گرفته و دقیقاً همین شخصیت یعنی رضا پهلوی را به زیر حملات، اتهامات و انتقاداتِ ساخته‌شده در اذهانِ متوهمِ خویش قرار داده به یاری جمهوری اسلامی شتافته و بسان گذشته بر عمر ننگینِ مملو از فلاکت و بی‌سرانجامی او افزودند. این حضرات دانسته و یا ندانسته آب را به آسیابِ دشمنانِ مردمِ ایران و دشمنانِ سازندگانِ ایران دیروز و ایران فردا کردند. تاریخ به همان‌گونه که اقداماتِ پلیدِ مخالفانِ رضاشاه بزرگ و محمدرضا شاه را هرگز فراموش نکرده، این ظلم و ستمِ رفته بر شاهزاده رضا پهلوی را نیز از یاد نخواهد برد و بانیان و مسببین چنین ظلم و ستم را نخواهند بخشید.

سالیانِ سال است که در اروپا، آمریکا و یا دیگر ممالک آزاد و دموکراتِ جهان زندگی می‌کنیم و شاهدِ آنیم که چگونه مردم و خصوصاً سیاستمدارانشان با سکولاریسم، آزادی، دمکراسی، حقوق بشر و دیگر ارزش‌های والای انسانِ متمدن و متجدد برخورد می‌کنند و بدان‌ها نتنها احترام می‌گذارند بلکه آن‌ها را رعایت نموده و پاس می‌دارند. نه اینکه در این کشورهای آزادِ دنیا هیچ‌گونه ظلم و تعدی وجود ندارد، البته وجود دارد ولی به‌محض اینکه از کسی و یا حتی مقامی چنین خلافی سر بزند، رسانه‌های ملی و مقتدر و دستگاه‌های نظارتی امانِ وی را می‌برند و کنار گذاشتنِ آن شخص و یا آن مقام امری حتمیست. شوربختانه ما در طول این‌همه سال دوران آموزشی رایگان از سکولاریسم، آزادی، دمکراسی، حقوق بشر و دیگر ارزش‌های والای انسانِ متمدن و متجدد چیزی نیاموختیم و بهره‌ای نبردیم. ادای دموکرات بودن را درآوردیم ولیکن به‌محض اینکه فرصت برایمان پیش آمد، اصولِ دموکراسی را زیر پایمان خرد کردیم و به حقوقِ همنوعانمان دست‌درازی نمودیم. دم از رعایت قانون و مقررات زدیم اما بسا اتفاق افتاده که همین‌ها را پایمال کرده‌ایم. اغلبِ ما حتی بر حرف‌ها و گفته‌های اساسی خود نمانده و بارها و بارها آن‌ها را منکر شده‌ایم و هرروز به رنگی درآمده‌ایم چرا؟! به خاطر اینکه هرگز به خود اجازه نمی‌دهیم منافع ملی و میهنی بر منافع خودمان پیشی بگیرند و ایران به سامان برسد. با هر ترفند و کلکی شده مانع آن چیزی و یا شخصی می‌شویم که بخواهد در غیابِ خودخواستهٔ ما، خدمتی برای ایران بنماید. نمونه‌ها فراوان‌اند: ایران در طول دو جنگِ جهانی قرن بیستم متحملِ خسارت‌های جانی و مالی فراوانی شد به‌گونه‌ای که نتنها استقلال بلکه حتی کیان و هستی‌اش در معرض خطر واقع شد و نجاتش بیشتر به معجزه شباهت داشت. این معجزه رخ داد و ایران نه‌فقط استقلالش را حفظ نمود بلکه علیرغم دسیسه‌های مکرر و پی‌درپی دشمنانش، با سرعتِ هرچه‌تمام‌تر به‌پیش تاخت و خود را به جرگهٔ ۲۰ کشور مترقی و متمدن جهان رساند. همگان به‌خوبی می‌دانند که این معجزه به دست چه اشخاصی روی داد و فعلاً نیازی به بردن نامِ نیک و بزرگشان نیست؛ اما آنچه حتماً باید گفته شود و کراراً هم باید گفته شود اینکه سکولارها، آزادیخواهان و دموکرات‌های ساختگی غیرواقعی با همان معجزه گران فوق‌الذکر چه ها که نکردند! گاه در لباس متجدد و گاه در داخلِ عبا و امامه درآمده دمار از روزگار همان ایران سازان معجزه‌گر درآوردند. چرا؟! به دلیل خیلی ساده و به معنی همان ضرب‌المثل معروف که می‌گوید: دیگی که واسه ما نمی‌جوشه سر سگ توش بجوشه! دلیلش همین است و نه چیز دیگری! همان متظاهرین به سکولاریسم، آزادیخواهی و دموکراسی ولی در باطن خودخواه و خودپرست خدعه گر، عاقبت ایران را به همین روز رساندند که می‌بینیم. اگر معجزهٔ پادشاهانِ سکولار پهلوی، همانا حفظِ استقلال، تمامیتِ ارضی و یکپارچگی ملی ایران به هر قیمتی بوده، در عوض معجزهٔ ماه‌زدگان سال ۱۳۵۷ و متظاهرینِ به سکولاریسم و دموکراسی امروز، تأسیس جمهوری اسلامی و حفظ و افزودن عُمر اوست به هر بهایی حتی از دست دادنِ استقلالِ ایران و نابودی آن. علتُ عللش همان است که در بالا عرض شد: حضراتِ خودپرست خودمحور، به چیزی کمتر از همه‌کاره و در صدر بودن رضا نمی‌دهند و آمادگی آن داشته و دارند که ایران را از برای نائل شن به چنین اهداف و امیالی با هرکسی معامله کنند. این ماه‌زدگان ۵۷ تا رسیدن بدین آرزوی دیرینه‌شان کماکان مشغولِ عملیاتِ خارق‌العادهٔ شعبده‌بازی و شامورتی‌بازی خود بوده و خواهند بود، لیکن آنچه یقین و مسلم است همانا بیداری و آماده بودن میهن‌پرستان حقیقتاً ایرانی، جهتِ به خاک مالیدنِ پوزهٔ هر خائن به وطنی می‌باشد که هستی ایران را به مخاطره افکنده است.

این هم جدیدترین آبِ پاکی که آقای خامنه‌ای روی دستان خوش‌باورانی که بار دیگر دچار خوش‌خیالی و رؤیا شده فکر می‌کردند این افعی پیر و علیل در حالِ زائیدنِ کبوتر صلح است: «چه متنِ تهیه‌شده پس از طی روند قانونی داخل کشور، تصویب شود چه نشود، ملتِ ایران از حمایتِ ملتِ مظلومِ فلسطین، یمن، بحرین و ملت و دولت‌های سوریه و عراق و مجاهدانِ صادق لبنان و فلسطین دست بر‌نمی‌دارد.»

حاشیه‌ای بر نوشتار فوق:

لازم آمد یک توضیح و حاشیه‌ای برای مطلب و این مقاله‌ام بدهم. قضیه ازاین‌قرار است که بعضی مطالب و برخی نکات علیرغم اهمیتی که دارند، ولی گاهی در متنِ اصلی نوشتار درج نمی‌شوند. این امر می‌تواند دلایلِ زیادی داشته باشد. یک دلیلش این است که چون مطلبِ حاشیه‌ای از اهمیتِ چندانی برخوردار نیست و آوردنش در متنِ اصلی کار درستی نمی‌باشد و باعث پائین آمدنِ ارزش نوشتار می‌گردد. برخی‌ها هم از آنجائی که نکاتِ حاشیه‌ای مطلبشان ارزش بالائی دارند ترجیح می‌دهند به‌منظور تأکید نمودن بر آن‌ها، چنین ضمایمی را جداگانه درج کنند و بقولِ معروف آگراندیسمانشان بکنند؛ اما در خصوصِ مقالهٔ فوق شاید استدلالِ دوم بیشتر مصداق پیدا نماید و قصد بر تأکید و تأملِ خاصی بر این ضمیمه بوده باشد، لیکن من قصدم بر آن بود که مقالهٔ دیگری با توجه به مندرجاتِ چنین حاشیه‌ای تهیه و تنظیم نمایم و آن را به‌طور مجزا تقدیمِ خوانندهٔ گرامی بکنم. همان‌گونه که توجه دارید متن و محتوای این حاشیه حجمِ کم و محدودی دارد لذا صلاح را در این یافتم آن را به‌صورت ضمیمه در پای مقاله‌ای که در همین صفحه مشاهده می‌گردد، بگذارم.

به‌عنوان یک ایران‌دوست وطن‌پرست، نیازی به اثباتِ این مطلب ندارم، چنانکه خدای‌ناکرده و زبانم لال، ایران بار دیگر در معرض خطر جنگ واقع شود، جای من و تمامی میهن‌پرستان بدون تردید و معطلی در جوار و کنار هر نیرو و قدرتی خواهد بود که در حال دفاع از میهن و کیانِ آن است. ما این مهم را نه یک‌بار بلکه بارها اعلام کرده‌ایم و متهم به خیلی گناه‌ها هم شده‌ایم؛ بنابراین چنانچه شخصی و یا مقامی، چه حقیقی و چه حقوقی، بی‌انصافی به خرج داده و صاحب و ناشر چنین مطالب و مقالات را جنگ‌طلب بخواند، باید عرض کنم که او متأسفانه و یا خوشبختانه نه معنی جنگ را فهمیده و نه مزهٔ آن را چشیده است. آنچه از خدا متعال و خدای ایرانیان خواهان و خواستارم همانا این است که ایران هرگز گرفتار مصیبتِ جنگ نشود تا من حتی یک گلوله هم شلیک نکنم؛ اما تفاهم‌نامهٔ لوزانِ وین باآن‌همه ضمایم و پیوسته‌ای متعدد و پیچیده‌ای که دارد، شوربختانه ایرانِ عزیز ما را بجا اینکه از برخورد و جنگ در امان بدارد، برعکس احتمال و خطر مناقشه و برخورد به‌ویژه با دولِ منطقه و همسایه و خصوصاً عربستانِ سعودی را بالابرده است. آنچه مسلم است اینکه جمهوری اسلامی با تفرقِ آراء عمالش و حضور گروه‌های بعضاً خودسر که درش فراوان‌اند، کافیست بهانه‌ای به دست قدرت‌های جهانی بدهد و فقط بخشِ کوچکی از مفادِ موافقت‌نامهٔ حاصله را زیر پا بگذارد. در آن صورت قدرت‌های منتظر و به دنبال فرصت، کار خود را خواهند کرد و بلائی را بر سر ایران و ایرانی خواهند آورد که تاریخ هرگز به خود ندیده است.

هنوز مِرکب توافقنامهٔ هسته‌ای خشک نشده، آیت‌الله خامنه‌ای با اعلانِ اینکه؛ ایران از حمایتِ ملتِ مظلومِ فلسطین، یمن، بحرین و ملت و دولت‌های سوریه و عراق و مجاهدانِ صادق لبنان و فلسطین دست بر‌نمی‌دارد، دادنِ بهانه به دست آنانی را شروع کرد که نه‌تنها اختلافاتِ مذهبی و اعتقادی و وجودی با ایرانیان دارند بلکه ادعاها دیرینهٔ ارضی و مرزی بر خاکِ میهنمان را مطرح کرده و می‌کنند. خبرگزاری‌های رسمی دنیا در همین یکی، دو روز گذشته مطالبی را از قولِ بعضی مقاماتِ عربستانِ سعودی منتشر نموده‌اند که بسیار نگران‌کننده و خطرناک‌اند. به این گزارش توجه کنید: شاهزادۀ سعودی بندر بن سلطان، رئیس پیشین سازمان‌های امنیتی و اطلاعاتی عربستان سعودی و سفیر پیشین این کشور در آمریکا، گفته است، توافق اتمی به ایران امکان می‌دهد بمبِ اتمی بسازد و منطقه را به خاک و خون بکشاند. شاهزادۀ سعودی بندر بن سلطان که مطلبش در ستون نظرگاه‌های نشریه لبنانی دیلی استار منتشرشده، نوشته است: مردم منطقۀ من اکنون به خواست خدا متکی هستند و ظرفیت‌های محلی و تحلیلی خود را با هر آن‌کس، به‌غیراز قدیمی‌ترین و قوی‌ترین متحدمان، همراه و هم‌بسته می‌کنند. مقام‌ها و رسانه‌های سعودی نزدیک و مرتبط با خانوادۀ حاکم بر عربستان علیه این توافق سخن گفته‌اند، زیرا آن را مایۀ جری‌تر شدن ایران و تشدید حمایت‌های این کشور از شبه‌نظامیان منطقه می‌دانند. پرنس بندر افزوده است: تحلیل‌های مربوط به سیاست‌گذاری‌های استراتژیک خارجی، اطلاعات سازمان‌های امنیتی سعودی و اطلاعات متحدان آمریکا در منطقه، همه نتیجه‌ای نه مشابه توافق اتمی با کره شمالی، بلکه بدتر از آن را پیش‌بینی می‌کنند. بندر گفته است: این سلاح اتمی خاورمیانه را که هم‌اکنون در وضعیتی فاجعه‌بار به سرمی برد، به خاک و خون خواهد کشاند و ایران بازیگر اصلی در بی‌ثبات کردن منطقه است.

هر آئینه که ما این‌گونه اخبار جدی و گزارش‌ها اساسی که از سر و رویشان تهدید می‌بارد را بشنویم، بخوانیم و یا بهر طریقی مشاهده کنیم، لیکن دم فروبندیم و فقط بگوییم؛ اِنشآلله که گربه است، باید بگویم خود را گول‌زده‌ایم و عمداً درراهی که پایانش جنگِ خانمان‌سوز است قدم گذاشته‌ایم. گفتن و آگاهی دادنِ این‌گونه مطالب هرگز به‌منزلهٔ تبلیغ و طرفداری از جنگ نبوده و نیست، بلکه برعکس تلاش و هشداری است جهتِ آماده شدن برای بستن راهِ هرگونه تخاصم و جنگی!

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…