آسیب‏ شناسی جمهوری‏خواهان

  • پرینت
.

خوشبختانه هر آینه که زمان می‏گذرد سره از ناسره مشخص می‏گردد و نقاب‏های بیشتری از چهره‏ها گشوده می‏شود. شاید وقت آن رسیده که ملت ایران بعد از آزمون سی‏و‏چهار ساله اپوزیسیون بالاخره افراد لایق و شایسته را برای هدایت کردن ایران به ساحل آرامش (دوران گذار) انتخاب کنند.
بعد از تمامی اتفاقاتی که در طول این سی‏و‏چهار سال بخصوص سال هشتاد و هشت روی داد دیگر برای همه عیان گشت که سیرک انتخابات فقط و فقط برای خاک پاشیدن در چشم ملت می‏باشد و شرکت در آن تحت هر عنوانی بمعنای تایید نظام منحوس جمهوری‏اسلامی و خیانت به خون جان باختگان راه آزادی می‏باشد که ندا آقا سلطان سمبل و نماد آنها می‏باشد.
در مناظره مضحک اکبر گنجی با مهرداد درویش‏پور در صدای امریکا تاکید اکبر گنجی به شرکت در سیرک انتخابات (تحت هر عنوانی) آنقدر مضحک و بی‏شرمانه بود که مرا به فکر فروبرد که براستی ما ملت در این رسانه‏های غربی که انحصاراً در اختیار تئوری‏پردازهای اصلاح‏طلب ( بخوانید استبداد‏طلب ) می‏باشد بدنبال چه می‏گردیم!
خود همین آقای درویش‏پور که هنوز دستشان به قدرت نرسیده، مگر طرفداران نظام پادشاهی پارلمانی را از هم اکنون حذف انقلابی نکردند ( اشاره به مقاله چندی پیش ایشان می‏باشد که گفتند نظام پادشاهی را تمام شده می‏دانند و آن را قابل به رای گذاشتن نمی‏دانند) غافل از اینکه به ممد پیشرفت تکنولوژی و عصر ارتباطات تمامی اعمال و نوشتار و گفتار آقایان زیر ذره‏بین میهن‏پرستان قرار دارد و دیر یا زود نقاب را از چهره نقاب‏داران می‏گشایند.
اعتقاد شخصی بنده بر این است که برای من پادشاهی پارلمانی‏خواه وجود یک تشکل منسجم و قوی جمهوری‏خواه یک امر بسیار ضروری و مبارک است که می‏تواند دموکراسی را پویا و رقابتی‏تر بکند در واقع تا چنین امری تحقق پیدا نکند دموکراسی معنایی پیدا نمی‏کند. بنابر این بنده بر خلاف آقای درویش‏پور موافق وجود احزاب مخالف هستم و بشدت با اندیشه حذف‏گرایی مخالفم و آن را عین دیکتاتوری می‏دانم.
اما با توجه به فضایی که در آن ادعای نمایندگی اندیشه جمهوری‏خواهی از سوی هر کس و ناکسی مطرح می‏شود و متاسفانه اکثر کنفرانس‏ها و تریبون‏ها تحت انحصار آنها قرار دارد ناگزیر مرا به آسیب شناسی این فضای مسموم واداشت که به اختصار به آن خواهم پرداخت.
یکی از طیف‏هایی که ادعای نمایندگی اندیشه جمهوری‏خواهی را دارند که متاسفانه در سطح بین‏المللی بخاطر لابی‏ها و همچنین خرج کردن پول‏های کلانی که از جیب ملت رنجور ایران به یغما برده‏اند، اصلاح‏طلبان حکومتی می‏باشند که یکی از فرصت‏طلب‏ترین و خطرناکترین گروه‏های سیاسی می‏باشند که بارها نظام را از خطر سقوط رهانیده‏اند. خوشبختانه کارنامه ننگین این طیف سیاسی چون آینه تمام قد پیش روی ملت ایران قرار دارد و بسیار بعید بنظر می‏رسد که بار دیگر ملت ایران در دام آنها بیافتند. اما با این حال ما هرگز خواهان حذف و سرکوب هیچ اندیشه‏ی سیاسی در آینده ایران نیستیم و زیر نظر اصول مصوب قانون اساسی و همچنین دستگاه قضایی مستقل همه اینها می‏توانند حضور و فعالیت داشته باشند و آنهایی که مرتکب جنایت یا غارت بیت‏المال و یا وطن‏فروشی شده‏اند بصورت عادلانه به پرونده‏هایشان رسیدگی خواهد شد.
طیف‏های دیگری که ادعای جمهوری‏خواهی را داشته و گلچین آنها را در کنفراس پراگ و استکهلم شاهد بودیم آب سردی بر پیکره جمهوری‏خواهان راستین ریختند و با این ادعا که ما خواهان براندازی نظام جمهوری‏اسلامی نیستیم ماهیت خود را بیش از پیش آشکار کردند که خوشبختانه تکلیف مهین‏پرستان ( چه جمهوری‏خواه چه پادشاهی‏خواه ) با این نقابداران ورشکسته مشخص شد.
متاسفانه بعلت نبود یک تشکل و سازمان واحد و منسجم از جانب جمهوری‏خواهان میهن‏پرست در این بازار آشفته اپوزیسیون تکلیف میهن‏پرستان با این اندیشه روشن و مشخص نیست. به هر روی امیدوارم اگر در بین جمهوری‏خواهان دموکرات شخصیت‏هایی برجسته و شاخص و ملی وجود دارد جهت تشکیل یک کادر رهبری مشخص که پایبند اصول باشند نسبت به تحقق این مهم اقدام کنند. خوشبختانه در بین ما پادشاهی‏خواهان بدلیل وجود شخصیت برجسته و ملی که به اعتراف دوست و دشمن مهمترین و تاثیر‏گذارترین شخصیت اپوزیسیون ایرانی چه در سطح بین‏المللی و داخلی می‏باشد با تعیین اصول دموکراتیک معین و ملی خاستگاه پادشاهی‏خواهان را در این مرحله از مبارزه مشخص کرده است.
هر چند این شخصیت کاملا فراحزبی و فراجناحی عمل کرده و سخنی از نمایندگی یک نوع اندیشه سیاسی خاص بمیان نیاورده و تنها میثاق و پیمانش در این مرحله نجات میهن و فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد می‏باشد در واقع خواستگاه ما پادشاهی‏خواهان نیز در این مرحله از مبارزه هرگز نوع نظام نبوده و نیست و تنها هدف ما نجات میهن و براندازی نظام اهریمنی حاکم می‏باشد، اما متاسفانه همانطور که قبلا اشاره کردم جمهوری‏خواهانی چون آقای علی افشاری از هم اکنون جنگ‏های حیدری نعمتی راه انداخته و می‏گویند ما هیچگونه تفاهم و همکاری‏ای نباید با پادشاهی‏خواهان داشته باشیم و از همین الان بایستی با آنها به تقابل بپردازیم.
به هر روی سعی من بر این بود در این چند سطر مختصر اجمالا به واکاوی و آسیب‏شناسی این اندیشه بپردازم در حقیقت همه آنچه که گفته شد درد دل‏های دوستان جمهوری‏خواه من می‏باشد که به زیر چتر شاهزاده رضا پهلوی در آمده‏اند. نهایتا علاقه‏مندم در پایان نوشتارم جریان نشست صمیمانه‏ای را که با دوستانم داشتم که هر کدام دارای اندیشه و دیدگاه متفاوت اما باورمند به اصول واحد و ملی بودیم را خیلی کوتاه به تعریف بکشم.
چندی پیش در یک محفل دانشجویی حضور داشتم و بحث پیرامون نوع نظام آینده بسیار داغ بود اما نکته‏ای که در این بین برای من بسیار جالب بود این بود که تحلیل‏هایی که بچه‏ها ارائه دادند بدور از حب و بغض و جزم‏گرایی بود و همه تحلیل‏هایشان بر مبنای استدلال و منطق بود و با نگاهی آموزنده به گذشته به افق‏های آینده می‏اندیشیدند. در این بین من نیز بعنوان طرفدار نظام پادشاهی پارلمانی تحلیل‏های خود را ارائه دادم که مایلم به گوشه‏هایی از آن اشاره‏ای داشته باشم.

در واقع اعتقاد من بر این است که نظام پادشاهی پارلمانی برای ایران باستانی و کهن‏سال ما حکم سند و هویتی را دارا می‏باشد که نماینده تاریخ باشکوه 2500 ساله ایران است و به ایران ما هویت و اصالت می‏بخشد. سامانه پادشاهی با تمام فراز و نشیب‏هایش دارای ریشه‏ی بسیار عمیق در گستره تاریخ این ملک باستانی می‏باشد که به سادگی نمی‏توان آن را نادیده انگاشت اما عمر جمهوری در ایران ما فقط به سی و چهار سال ختم می‏شود که متاسفانه یکی از سیاه‏ترین دوران تاریخ ایران بوده که به حق می‏توان حمله اسکندر و مغول و یا حتی چیزی فراتر از آن متصور شد.
نظام پادشاهی پارلمانی پُتانسیل بسیاری در زمینه فرهنگ‏سازی را دارا می‏باشد و در عرضه فرهنگ ایرانی به دنیا بسیار کارا و مفید می‏تواند باشد کمااینکه در جشن‏های 2500 ساله شاهنشاهی کوروش کبیر و فرهنگ ایرانی به دنیا معرفی شد و بازخورد و دستاورد خوبی برای ایرانیان در پی داشت همچنین سامانه پادشاهی بعنوان یک نهاد مستقل و فرهنگی که در سیاست دخالتی ندارد می‏تواند در زمینه تحقیق و بازسازی فرهنگ زخم خورده ایرانی بسیار مفید و کارا واقع شود.

همچنین ایران دارای اقوام و تیره‏های مختلفی می‏باشد که در طول عمر ننگین این نظام جنایتکار بشدت سرخورده و تحت ستم واقع شده‏اند و شکاف فراوانی بین آنها و حکومت مرکزی ایجاد شده که در آینده یک پادشاه سمبلیک و محبوب می‏تواند نقش مهمی را در پر کردن این شکاف میان دولت و ملت و ایجاد وحدت و یکپارچکی ملی ایفا نماید.

پاینده ایران


لینک زیر:مناظره ی اکبر گنجی و مهرداد درویش پور در صدای آمریکا